|
سكوت كرده ام تا چيزي نگويم كه كسي را بيازارد حرفهايم را درون خود مي ريزم تا كسي انديشه ام را پليد و ذهن و چشمم را ناپاك نپندارد . همين حسن سكوت است كه آنرا "مادر فرياد مي دانند " چون در فرياد نيز كلامي نمي آيد جز نعره هايي كه از عمق سكوت سالهاي دراز بر مي خيزد . دلم هواي چنين فريادي را دارد كه عقده ديرين سكوتم را با آن خالي كنم و زخم كهنه ام را التيام بخشم .
پ.ن: آنقدر دلم گرفته که دیگر فریاد هم دردم را چاره نیست و سکوت نیز ... گفتم : میخواهم حرفهام را بگویم نمیخواهم در دلم سنگینی کند
گفت: .................. گفتم: سکوت تو صد حرف نگفته دارد و سکوت من هزاران حرف گفت:.................. گفتم: میخواهم مدتی انقدر حرف نزنم تا در دلم تلنبار شود شاید معنی سکوتت را بهتر بفهمم
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود گر تو بيداد كني شرط مروت نبود
ميلاد با سعادت پيامبر اكرم(ص) و آغاز هفته وحدت گرامي باد.
گفتني ها را گفتم و امان از نا گفتني ها كه با غم همراه ميگردد و سر به اعصيان ميگذارد گويا امشب خيال آرام شدن را ندارد
اضافه شده ۱۲/۱/۸۶ مي خواهم حرفهاي درونم را بگويم ، ديگر از بس كه مانده اند بوي تعفنشان بالا گرفته مي خواهم اين چركهاي كهنه را بيرون بريزم و درون را از چركها خالي كنم تا نفس تازه اي بكشم . اما افسوس و صد افسوس كه نمي شود اين كار را كرد . همان به كه نفسهاي تلخ را تحمل كنم تا اينكه خود را پيش ديگران چركين كنم !!! "آشنا " |
|