|
اینم نامه دوم از دفترخاطرات یک دختر
مهربانم سلام دلم برايت خيلي تنگ شده .آخر من كجا مي توانم يه مهربوني مثل تو پيدا كنم يه همراز يه سنگ صبور . سنگ صبور من دلم پر از حرفه، مي دونم نبايد به امدنت فكر كنم .پس حرفامو به تو نگن به كي بگم.نگو يكي ديگه كهاگه مي خواستم از همون اولش هم به يكي ديه مي گفتم . مي خوام فرياد كنم و صدات بزنم . عزيزتر از جانم ، ايستادم و محكمتر قدم برمي دارم و به درد ديگران مي رسم ولي كو كسي كه بداند درد دل من چيست . اي سراپا همه خوبي مي دونم الان چيكار مي كني تنهايي ات را خوب مي فهمم
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا نبي رسول و وليعهد حيدر کرار ز نام اوست معلق سما و کرسي و عرش ز ذات اوست مطبق زمين بدين هنجار علي امام و علي ايمن و علي ايمان علي امين و علي سور و علي سردار
ناتوان گذشته ام زکوچه ها
نیمه جان رسیده ام به نیمه راه چون کلاغ خسته ای در این غروب می برم به آشیان خود پناه در گریز از این زمان بی گذشت در فغان از این ملال بی زوال رانده از بهشت عشق و آرزو مانده ام همه غم و همه خیال می روم زدیده ها نهان شوم می روم که گریه در نهان شوم یا مرا جدایی تو می کشد یا تو را دوباره مهربان کنم تا لبم دگر نفس نمی رسد ناله ام به گوش کس نمی رسد می رسی به کام دل که بشنوی ناله ای از این قفس نمی رسد فریدون مشیری
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/04ساعت 13:37  توسط بهار داداش
سلام بي بي جان باز هم امدي باز با آن دل مهربانت آمدي و در اوج تنهايي به دادم رسيدي من چگونه اين مهرت را پاسخ گويم ؟ نمي دانم . باز آمدي همان موقع كه ديگر داشتم از پا در مي امدم و ديگر قدرتي برايم نمانده بود و نمي دانستم با اين زنديگ سرتاسر غم و اندوه چه كنم بي بي تو مي داني تو از دل من با خبري فقط تو و آن خداي بالاي سرم . سرگردانم و نمي دانم از چه رو زنده ام و براي چه زندگي مي كنم . با ياس و نا اميدي اميد در دل ديگران كاشتم و لي بي بي اويي كه دوست داشتم باور نكرد چگونه دوشتش داشتم . آمدي و در اوج نا اميدي دستانم را گرفتي و گفتي از مسيرت بر نگردد و ادامه بده . بي بي خوشحالم خوشحاليم از اين است كه برادرم عزيزم سر و سامان گرفته است و كسي را كه دوست داشت پيدا كرده بي بي جان تو خود خوب مي داني كه چقدر خوشحالم و لي غمگينم از اين كه آرزويم در دلم ماند و نتوانستم او را در لباس دامادي ببينم بي بي جان حرفهايم زياد است و آنقدر دردلم مانده كه مي خواهم فرياد بكشم و خالي شوم از هر چه حرف است سكوتم ........................... فقط هر كجا هست خنده اش از ته دل ، گريه اس از سر شوق |
|